درس اخلاقی: عزت نفس و آزادگی ملک الشعرا
روزی ناصرالدین شاه در حالی که یکی از سرودههای خویش را با صدای بلند میخواند، از ملکالشعرا خواست تا اظهار نظری کند.
او در پاسخ گفت: معذورم بدارید، تصور میکنم: مزخرف سرودهاید! شاه با تلخکامی گفت: "این الاغ [با عرض پوزش از بی ادبی شاه!] را به طویله بیندازید".
ملکالشعرا را به امر شاه با خواری هر چه بیشتر به طویله انداختند. چند روز بعد که شاه فکر میکرد طبع نقادانهاش تعدیل شده است، او را به حضورش طلبیده و فرازی از سرودههای خویش را دیگرباره قرائت کرد. ملکالشعرا اظهار نظری نکرد و چنین وانمود کرد که از حضور شاه خارج میشود.
شاه پرسید: کجا؟
گفت: قربان! همان طویله که امر فرمودهاید!
چون شاه توضیح خواست، ملکالشعرا اظهار داشت: سرودههای شما را همچنان ستایشبرانگیز نمیپندارم.
+ نوشته شده در جمعه هشتم آبان ۱۳۹۴ ساعت 13:2 توسط علی
|
اين وبلاگ که توسط دانشجویان راه اندازی شده، جايي براي ارائه مقالات،نوشتهها و آثاري است كه در حوزه علوم سياسي توسط دكتر علی اشرف نظري -دانشیار علوم سياسي- نگاشته شده است.