تأملی بر اندیشه­ های سیاسی یورگن هابرماس(2)
تاریخ : يكشنبه، 25 تير ماه ، 1385موضوع : مطالعات غرب



ماهنامه نامه فرهنگ – شماره 58

 

3. نتایج و پیامدهای بحران مشروعیت

«جست­و­جوی سعادت ممکن است روزی معنای متفاوتی داشته باشد. مثلاً اینکه فرد به جای انباشت اشیای مادی­ای که به نحو خصوصی در اختیار دارد، به ایجاد روابط اجتماعی­ای بپردازد که در آن مشارکت و تعاون غلبه داشته باشد و کامیابی به معنای تفوق یکی بر نیازهای سرکوب­شده­ی دیگری نباشد.» [25]

هابرماس در بحث از برهان مشروعیت با اتخاذ نوعی نگرش سیستمی، سه زیر سیستم اقتصادی، اداری- سیاسی و اجتماعی – فرهنگی را مورد توجه قرار می­دهد و می­گوید: «در صورتی ممکن است بحرانی روی دهد که هر یک از زیر سیستم­ها نتوانند کمیت لازمی را که سهم آنها در کل سیستم است، تولید کنند.» همچنان که گفته شد بحران مشروعیت در این معنا ناشی از نقص در کارکرد سیستم اجتماعی – فرهنگی دانسته می­شود که به واسطه­ی آن بحران در انگیزش و «معانی کنش­برانگیز» ایجاد می­شود. یک بحران مشروعیت کامل می­تواند کل دستگاه دولت را به از هم پاشیدگی تهدید کند و شاید همچنین در اصول سازمانی جامعه تغییری به وجود آورد یا موجی قهقرایی از سرکوب مستبدانه به راه اندازد. کسری مشروعیت با تشخیص ناعقلانیت زیربنایی و تزلزل در سازگاری و وفاداری عمومی به خاطر تشخیص این امر که سیستم بیشتر با منافع گروه­هایی خاص هماهنگ است تا نیازهای جمعی، افزایش می­یابد. بحران مشروعیت در نقطه­ای تهدیدکننده و بحران­زا تلقی می­شود که یک وفاق اجتماعی به لحاظ ایدئولوژیکی محکم و شبه مشروع، به صورت قدرتی عریان و آشکار چهره­ی واقعی خود را برملا نماید. [29]